اوه یادم رفت:‌ دامنه توجه ما از ماهی گُلی هم کمتر شده است!

بعد از همه بالا و پایین‌های یک‌پزشک، هنوز هم دکتر مطالبی می نویسد که مجبور می‌شوی بنشینی و دوباره با خودت حساب/کتاب کنی که چطور شد که اینطور شد. دنیای مدرن و بدی‌هایش برای مغز ما یکی از این مطلب‌ها بود که من را یاد موضوعِ دامنه توجه و یا همان Attention Span انداخت.

دامنه‌ی توجه به میزان زمان تمرکز بر روی یک کار بدون پرت شدن حواس گفته می‌شود. روان‌شناسان معتقدند که توانایی تمرکز بر روی یک موضوع، برای رسیدن به یک هدف امری الزامی است.

بر پایه‌ی نتایج تحقیقاتی که مرکز ملی اطلاعات بیوتکنولوژی در کشور آمریکا منتشر کرده است، دامنه توجه میانگین مردم جهان از ۱۲ ثانیه در سال ۲۰۰۰ به ۸ ثانیه در سال ۲۰۱۳ کاهش پیدا کرده است. جالب است بدانید که دامنه توجه یک ماهی گُلی در حال حاضر بیشتر از انسان و حدود ۹ ثانیه است. یعنی بشر امروز دیگر نمی‌تواند بیشتر از ۸ ثانیه بصورت مداوم بر روی موضوعی تمرکز کند.

ولی چرا؟

دلیل این موضوع را بیشتر از هر چیزی باید در بین تجهیزات الکترونیک و رسانه‌های مختلفی جستجو کرد که افسار زندگی ما را به دست گرفته‌اند. ما طی یک روز عادی تحت بارش پیام‌های مختلفی هستیم که از طریق شبکه‌های اجتماعی و محتوای منتشر شده در آن‌ها به ما منتقل می‌شوند. مجموعه محتواهای کوتاه و متفرقه‌ای که حواس ما را از موضوعی به موضوعی دیگر پرت می‌کنند و توانایی تمرکز را به تدریج در ما کاهش می‌دهند.

همین موضوع است که منجر شده است، بیش از ۲۵ درصد جوانان، جزییات مهم بیشتری را در رابطه با دوستان و خانواده‌شان فراموش کنند و یک کاربر عادی موبایل روزانه بیش از ۱۵۰ بار گوشی خود را برای دریافت اخبار و اتفاقات بررسی کند!

۱۷ ٪

۱۷ درصد از کاربران اینترنت قبل از ۴ ثانیه وب‌سایت شما را ترک می‌کنند.

۴ ٪

فقط ۴ درصد از کاربران اینترنت بیشتر از ۱۰ دقیقه وقت خود را برای مطالعه یک متن صرف می‌کنند.

۴۹ ٪

فقط ۴۹‌ درصد از متنی که از ۱۱۱ کلمه یا کمتر تشکیل شده است، خوانده می‌شود.

۲۸ ٪

اگر متنی دارای میانگین ۵۹۳ کلمه باشد، فقط ۲۸‌ درصد از تعداد کلمات آن خوانده می‌شود.

۴.۴ ثانیه

و در نهایت اینکه کاربران حداکثر ۴.۴ ثانیه به ازای هر ۱۰۰ واژه‌ای که به متن شما اضافه شود، در وبلاگ‌تان صبر خواهند کرد.

یکی از دوستان من در این‌باره مثال جالبی می‌زد. اگر تا بحال به برنامه‌های معروف تلویزیونی مانند American Idol نگاه کرده باشید، متوجه می‌شوید که در میان برنامه قسمت‌هایی از آنچه که در ادامه اتفاق خواهد افتاد و آنچه که در گذشته رخداده است نمایش داده می‌شود. این ترفندی است تا بتوان حواس بیننده را متمرکز بر روی آنچه که در حال رخداد است، نگه داشت.

چاره کار چیست؟

اگر بخواهم از کسب‌وکار بگویم، باید گوشی دست‌تان باشد! دیگر کسی حوصله خواندن مطالب بلند و پیچیده را ندارد. کاربر امروز آنقدر از هر طرف مورد هجوم محتواهای رنگارنگ قرار دارد که ترجیح می‌دهد آنچه که ساده‌تر و مختصرتر است را انتخاب کند. پس اگر هنوز هم مقاله‌های طولانی و پیچیده برای وب‌سایت خود می‌نویسید که حتی خودتان هم حوصله‌تان نمی‌کشد دوباره بخوانیدشان، بهتر است دوباره فکر کنید. ( اگر این مطلب هم بلندتر از این شود، شما آن را نخواهید خواند! هرچند مطمئن نیستم که تا اینجا هم کامل خوانده باشید. اگر خوانده‌اید در نظرها چیز راجع به موز برای من بنویسید. هر چیزی که به ذهنتان می رسد.)

ولی در رابطه با زندگی شخصی، پیشنهاد من جدی‌تر و مهم‌تر است. هر روز برای نیم ساعت هم که شده به زندگی آنالوگ پناه ببرید. به دور از تمامی حواس پرتی‌ها و نویزهای رسانه‌ای که برندهای مختلف ایجاد کرده‌اند، کتاب کاغذی بخوانید، با قلم و خودکار نامه یا یادداشت بنویسید، نقاشی بکشید، گل و گیاه‌هایتان را تروخشک کنید و خلاصه اینکه به هر نحوی شده، یادتان نرود که مغز شما بیشتر از هر چیزی در بدن‌تان نیاز به سلامت و تمرکز دارد.


این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

16 دیدگاه در “اوه یادم رفت:‌ دامنه توجه ما از ماهی گُلی هم کمتر شده است!

  1. ميثم :

    واقعا لازمه حتي اگه شده واسه چند دقيقه تو هفته دور از تكنولوژي (به معناي واقعي) زندگي كنيم!
    در ضمن موزم در حالت كلي ميوه مقوي و مفيديه!

  2. پروانه :

    هیچ وقت عکس العمل ان بازیکن فوتبال را وقتی که موز به طرفش پرتاب شد را فراموش نمی کنم. فکر کنم ان لحظه به خوبی روی بازیش تمرکز کرده بود.

  3. سعید چوبانی :

    ممنون از همگی که خوندید و در رابطه با موز 🙂 اظهار نظر کردید.
    بالاخره واقعیت اینکه از ۲۰۰ – ۳۰۰ نفری که این مطلب رو تا اینجا دیدن، فقط این تعداد اون رو با دقت خوندند و به موز اشاره کردن!
    البته، قبول می‌کنم که کمی هم من گنگ نوشته بودم و بعضیا حق داشتند که با وجود مطالعه متن، نفهمیده باشند جریان چیه.

  4. سینا :

    موز میوه ای است زرد رنگ خوشمزه و مقوی
    مووووز میوه ای است زرد رنگ خوشمزه و مقوی
    موووووووووز میوه ای است زرد رنگ خوشمزه و مقوی
    آمار جالبی بود!
    راستی اونطور هم که خودت به مطلب خودت گنگ میگی ، اونطور نبود.

  5. محمد :

    اولا موز! همان میوه ای که باعث رفتار های عجیبی در مینیون ها میشه رو دوست دارم!
    ثانیا مرسی!
    ثالثا تازه این سایت رو پیدا کردم و جال اینجاست که انقدر جذبش شدم که کامنت گذاشتم!!!

    پی نوشت: من در کل زندگی نتی ام فکر نمیکنم بیشتر از ۳۰ بار کامنت گذاشته باشم! البته شاید ازاین به بعد بیشتر شه 😉

  6. محمد خدادادی :

    سعید جان
    به نظر من اینکه مخاطب امروزی کم حوصله شده و دنبال مطالب کوتاه می گرده، نباید باعث این بشه که تولیدکننده های محتوا هم خودشون رو با این عادت مخاطبان وفق بدن. چرا که الان دیگه خوندن مطالب کوتاه هم داره جاش رو به خوندن تک جمله ها و نقل قول ها و … میده! و اگه بخوایم خودمون رو به این شکل با مخاطب عام وفق بدیم باید فاتحه تولید محتوا رو بخونیم و بریم سراغ همون پست های تلگرامی بی محتوایی که صرفا دست به دست میشن! یادمون نره که رسانه ها خودشون میتونن سلیقه ها رو تغییر بدن. همونطور که کانال ها و گروه های تلگرام و … در کوتاه زمانی تونستند این سلیقه کوتاه خوانی رو ایحاد کنن.
    این موضوع هم که بحث تجاری قضیه رو هم باید در نظر بگیریم و طبق آماری که اشاره کردی بهشون رفتارمون رو مطابقت بدیم درک می کنم. اما به نظر من باید نرخ تبدیل این دو گروه از مخاطبین (کم حوصله و با حوصله) رو مقایسه کرد تا بشه تصمیم بهتری گرفت. برای مثال فرض کن از 1000 نفری که مایل به خوندن متن های کوتاه هستن 2 نفر به مشتری بالفعل من تبدیل میشن و در کل 70 درصد مخاطبای من رو تشکیل میدن. اما از طرف دیگه از هر 1000 نفر که علاقمند به خوندن متن های طولانی هستن 6 نفر به مشتری بالقوه من تبدیل میشن. در این حالت فکر میکنم کفه ترازو به نفع محتوای طولانی تر سنگینی بکنه.
    امیدوارم این آمارها باعث نشه اندک سایت های پرمحتوایی که وجود دارند رویکردشون رو به سمت سایت های به رنگ موز تغییر بدن!
    نویسا باشین

  7. پژمان فخاریان :

    اینکه دامنه توجه کمتر شده درست ولی در گذشته هم چندان زیاد نبوده و این بخشی از سرشت انسانی است.ذهن مرتب مورد هجوم افکار قرار میگیره و یکی از تمرین های مهم دانایان درگذشته تقسیم توجه بوده.این تمرین ها بر اساس به یاد اوردن خود بوده و اونها بر این موضوع آگاه بودند که نیروهایی باعث پرش از فکری به فکری دیگر میشوند.یکی از تمرینها تمرکز روی شصت پا بود به شکلی که سنجیده میشد چند ثانیه میتونی فقط بهشصت پات فکر کنی.خلاصه مرسی و امیدوارم موزاحم گفتگو ها نشده باشم 🙂

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *